با با ساکت شو . هی یکدم زده زیر آواز . نه اینکه صدای خوبی هم داری !
*- دیس _. اگه نخونم پس چیکار کنم ؟ . دارم دق میکنم
*- دیگ - . حالا مگه چی شده ؟ مام وضع تورا داریم اما ساکتیم
*- سطل برنج - . اگه دیس خیلی ناراحته پس من باید چی بگم ؟ هردفعه حداکثر یک ساعت
برنج ، اونم پخته توش میریختند درحالیکه من همیشه تاگلوم پر برنج بودم
*- ماهیتابه - سر به سرش نگذارید ، بالاخره ابهتی داشته . آخه آخرین ظرفی بوده که میرفته توی
سفره . خب مام وقتی روغن و پیاز را توی دلمون سرخ می کردند و بعد گوشت چرخ
کرده را اضافه میکردند حال خوشی داشتیم که مدتهاست دیگه خبری نیست
*- یخچال - چرا منو نمیگید ؟ گوشت چرخ کرده . گوشت خورشتی . مرغ . تخم مرغ . ماهی . میوه
سبزی . انواع ترشیجات . انواع سس ها و بنشن ها و چیزهای دیگه تو دلم نگه
میداشتم اما حالا چی ؟ اگه نوه کسی درم را باز کنه که پدر بزرگش خیلی خجالت
می کشه
*- ملاقه - پر حرفی نکنید . اگه قرار بشه توی سرتون بزنند از من استفاده می کنندو منم
شرمندتون میشم
*- قیف - والا دیشب صحبت های زن و شوهر را شنیدم . مرده میگفت اجاره خونه خیلی گرون شده
خوبه به دور از چشم صاحبخانه . آشپز خونه را به یکی که دنبال اجاره یک اتاقه . اجاره
بدیم زنش گفت آخه اینکه نمیشه . اینجا آشپز خونست . مرده گفت . جائی که چند ماهه
نه من نه تو . توش پانگذاشته ایم و دریغ از پختن یک نیمرو . چه فایده ای داره ؟
کم کم همهمه بقیه هم شروع شده بود . کاسه ها . بشقاب ها . قاشق ها . چنگال ها . کارد ها . سینی ها . سماور . قوری ها . استکان ها . نعلبکی ها . لیوان ها . اجاق گاز . منقل . …
خیلی یواش و زیر لب می گفتند « لعنت به این گرانی که ما را بیکار کرده »
از هود ندائی بگوش رسید « هرکس مردم را ناامید کند برای دشمن کار می کند »
برچسب:
نویسنده: هستی حبیبی